تبلیغات
رد پای خیال - کوچه ملی


رد پای خیال

هیچ کس همراه نیست،تنهای اول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




واین هم شعری از یکی از شاعران برجسته حال حاضر ایران:

هنوز عکسه فردین به دیوارشه

هنوز پرسه تو لاله زار کارشه

تو رؤیاش هنوزم بلیط می خره
می گه این چهارشنبه رو می بره
تو جیباش بلیطای بازنده گی
روی شونه هاش کوهِ این زنده گی

حواسش تو سی سالِ پیش گُم شده
دلش زخمی حرفِ مردم شده...

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد
که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده
نمی دونه دنیا چه رنگی شده،
نمی دونه کی رفته، کی اومده!

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد
تو یه پالتوی کهنه ی عهدِ بوق
داره عابرا رو نگاه می کنه
که رد می شن از کوچه های شلوغ...

هنوز عکسه فردین به دیوارشه
خراباتی خوندن هنوز کارشه

یه عالم ترانه توی سینه ش داره
قدم هاشو تو لاله زار می شماره

دلش از تئاترای بسته پُره
چشاش از نگاهای خسته پُره

هنوز فکرِ چهارشنبه ی بُردنه.
یه عمره که باختاشو رج می زنه...

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد
که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده
نمی دونه دنیا چه رنگی شده،
نمی دونه کی رفته، کی اومده!

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد
تو یه پالتوی کهنه ی عهدِ بوق
داره عابرا رو نگاه می کنه
که رد می شن از کوچه های شلوغ...


نوشته شده در سه شنبه 17 خرداد 1390 ساعت 12:56 ب.ظ توسط |bardia |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست

 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ